قهرمان ميرزا عين السلطنه

3671

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

اكبرى بود نوكر فخر الدولهء مرحومه ، عيال خانبابا خان سردار دختر نايب السلطنه مرحوم عباس ميرزا و مشهور شده بود به حاج ميرزا على اكبر فخر الدوله . پس از فوت او و چندين سال خانه‌نشينى نوكر حضرت والاى ما شد و پيشكار طهران او . سه پسر داشت يكى يوسف خان كه واقعا يوسف عصر خود بود ، يكى ميرزا حسن ، يكى ميرزا محمود . اولى جزو « كر » اطريشى شده و بعد از چندى رفت اصفهان و مقرب درگاه ظل السلطان شد ( چون خيلى خوشگل بود ) و اين نوكرى او باعث يك رقابت و دشمنى عمده ما بين ظل السلطان و نايب السلطنهء وزير جنگ گرديد . آنجا فرماندهء سوار فتحيه شد تا ريش درآورد و آن دستگاه ظل السلطانى هم بر هم خورد آمد طهران . مورد كمال بىاعتنائى نايب السلطنه واقع شد . بعد كم‌كم در افواج شجاع السلطنه قراول خاصهء فرمانده شد . حال هم گويا در اين رژيمانهاى جديد معلم است . ميرزا حسن و محمود نوكرزادهء ما بودند و با ما بازى مىكردند تا بزرگ شديم . ميرزا حسن نوكر عماد السلطنه شد . محمود اين‌جا و آن جا [ بود ] تا آخر نزد محقق السلطنه بود . بعد ميرزا حسن رفت نزد مدير السلطنه پسر نظام الملك مدتها نزد او مستخدم بود . و ليكن هميشه اين سه برادر با ما آمد و رفت داشتند . حفظ حقوق سابقه را مىداشتند . تا سال اول مشروطه ميرزا حسن از نزد مدير السلطنه خارج شده با سعد السلطنه آقا باقر آبدار مشهور به زنجان رفت . سعد السلطنه را آنجا زخم زده بالاخره به همان جراحت مرحوم شد . ميرزا حسن آن وقت داخل مشروطه‌خواهان شده كم‌كم داخل عدليه شد . گويا در همان سفر خمسه لقب معاون حضرت گرفت . مستنطق محكمهء جزا بود . قتل موقر السلطنه و جمعى بيگناه ديگر را حكم داد . حاليه اين ميرزا حسن رئيس عدليهء قزوين شده است . اين بود كه به آن ادب و انسانيت به من جواب مكتوب نوشته بود و باعث تعجب من گرديده بود ، تا حال كه حل مسئله شد و به گمان من مىبايست از اين خيلى مؤدب‌تر نوشته باشد . اما با همه محبتى كه من به اين آدم دارم براى اين‌كه از بچگى باهم بزرگ شده‌ايم نمىتوانم كتمان كنم كه اين شخص ابدا قابل رياست عدليهء قزوين نيست . سالها گرسنگى خورده و حالا تمام فكرش چاپيدن مردم است . سواد بدتر از من هيچ ندارد . اگر يك رقعه بنويسد ده غلط دارد . بعبارة اخرى نه علوم قديمه را داراست نه جديد . به شارلاتانى و توسط عمرو و زيد مزخرف نوشتن توى روزنامه‌ها ، ياوه گفتن در مجامع ، خودى به مقام رياست عدليهء قزوين رسانيده . همچنين عدليه‌ها . همچنين رؤسا لازم دارد . تا بخواهيم با اين قبيل اشخاص امورات خود را مرتب و منظم كنيم حال ما از اين بهتر نخواهد بود .